سوپر خفن خوفناك

love

slm mn baad ye omr omadam nemidonm chera vali haminjori delam khast ye sar bezanam age kasi baham kari dasht mitone azam id linmo begire kafie ye coment bezareeeeee

شنبه 22 آذر1393| 7 PM |sh|

   FAMILY= Father And Mother I Love You       

جمعه 20 تیر1393| 2 PM |sh|

                 من بالاخره سيندرلا رو گرفتم و تا همين الان ك دو روزه خريدمش5 دفعه ديدم

            خيلييييييييييييييييييييييييييييييي عاليهههههههههههههههههه

                                           و الان دارم سي ميكنم رقصاشو ياد بگيرم   

خيلييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي سختهههههههههههههههههههههههه

یکشنبه 26 خرداد1392| 11 AM |sh|

 

ماهي به آب گفت : تو نميتوني اشكاي منو ببيني , چون من توي آبم... آب

جواب داد اما من ميتونم اشكاي تو رو احساس كنم چون تو توي قلب مني.

اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت

به یکدیگر نامحدود می شود


 

دوست دارم تو سيب باشي و من چاقو پوستتو بکنم مي دوني چرا؟؟؟ چون

چاقو بخواد پوست سيب رو بکنه بايد همش دورش بگرده

اگه مثل اشك در چشمانم باشي قول ميدم تا آخر عمر واسه موندنت گريه

نكنم 


مي دوني قشنگي راه رفتن زير بارون چيه ... اين که هيچ کس نمي تونه
 
اشکاتو ببينه 
 
 

نمي دانم چرا اين گونه هست؟ وقتي نگاه عاشق کسي به توست مي

بيني اما،دلت بسته به مهر ديگري است . بي اعتنا مي گذري وعاشقانه به

کسي مي نگري... که دلش پيش تو نيست

 

 مي دوني چرا خدا از هر چيزي 2 تا به ما آدما داده به جز بيني و دهان و

قلب؟تا بگردي و واسه خودت يه هم نفس و يه هم زبون و يه هم دل پيدا

کني

 

هر چندتا تو منو دوست داري من يه دونه بيشتر دوست دارم ميدوني

اينجوري خوبيش اينه که حتي اگه منو دوست نداشته باشي باز من يه دونه

دوست دارم

دوشنبه 13 خرداد1392| 10 AM |sh|

                            

 

یکی از فانتزیامم اينه كه:
.
.
با لحن جدی و خسته
به یه دکتر بگم:
لطفا حاشیه نرو دکتر!!
بعد بلند شم و از پنجره مطبش به افق خیره بشم و بگم:
فقط بگو چند روز دیگه زنده می مونم؟؟ 

 

یکی از فانتزیام اینه که وقتی یک ثانیه مونده مایکروویو زمانش تموم شه، خاموشش کنم!
اصلا احساس خنثی کردن بمب تو ثانیه آخر بهم دست میده! 

 

از فانتزیای اصلیم اینه که واسه یه سرماخوردگی ساده برم دکتر یهو بگن بیماری لاعلاج داری و فقط ۱ سال زنده میمونی ! منم ۱۱ماه با این راز تو سینم زندگی کنم تا اینکه یه روز که خیلی اطرافیان یا همکلاسیام اذیتم کردن این راز رو فاش کنم و همه تو بهت و حیرت به هم نگاه کنن و زبونشون بند بیاد … منم در همین حین صحنه رو به سمت نور افق ترک کنم و در نور محو بشم و هرچی صدام کنن و دنبالم بیان بهم نرسن و بقیه ی عمرشونو تو حسرت و غم و احساس عذاب زندگی کنن کصـافـطــا !!!
اخیرا هم به این شکل کاملش کردم :
بعد که ۱سال تموم شد به نحو عجیبی زنده بمونم و قیافه و هویتمو عوض کنم برم تو کلاس به عنوان یه شاگرد جدید بشینم که از خارج اومده ؛ بعد عذاب وجدانشونو ببینم حال کنم !
تخیل در حد جنگ ستارگان هندی 

 

 

یکی از فانتزیام اینه که...
تو دانشگاه یکی از اساتید تهدیدم کنه ک بهت صفر میدم...
بعد منم در حضور همه برم جلوش سرمو بکوبم ب دیوار بگم...
منو از نمره میترسونی من زندگیمو باختم استاد...
برو از خدا بترس.... 


سه شنبه 7 خرداد1392| 11 AM |sh|

.

خوش به حالت
که منو یادت نیست

خوش به حالت
که فراموشت شد

خوش به حالت
که از این تاریکی

یه ستاره
سهم آغوشت شد

خوش به حالت
که دلت آرومه

خوش به حالت
که پریشون نیستی

خوش به حالت
که منو یادت نیست

خوش به حالت
که پشیمون نیستی

خوش به حالتون / با هم خوشحالید

خوش به حالتون / با هم خوش بختید

هر جایی که من / تنهایی رفتم

خوش به حالتون / دوتایی رفتین

خوش به حالش
تو دلت جاداره

خوش به حالش
دستاشو میگیری

خوش به حالش
که پیشش میمونی

خوش به حالش
که واسش میمیری

خوش به حالش
عاشق چشماشی

خوش به حالش
عاشق چشماته

خوش به حالش
همه ی دنیاشی

خوش به حالش
همه ی دنیاته . ..

خوش به حالتون / با هم خوشحالید

خوش به حالتون / با هم خوش بختید

هر جایی که من/ تنهایی رفتم

خوش به حالتون / دوتایی رفتین

 

شنبه 4 خرداد1392| 12 PM |sh|

                                                      

میخام به یکی خودش

   میدونه کیه بگم با همه

  نامهربونیهات بازم میگم

         دوست دارم

      از عشق:

 

یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"*دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟


من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم


ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی


باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

صدات گرم و خواستنیه،

همیشه بهم اهمیت میدی،

دوست داشتنی هستی،

با ملاحظه هستی،

بخاطر لبخندت،

دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون


عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم


اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

عشق دلیل میخواد؟

نه!معلومه كه نه!!

پس من هنوز هم عاشقتم

برچسب‌ها: th
شنبه 4 خرداد1392| 12 PM |sh|

دختري بود نابينا

که از خودش تنفر داشت

که از تمام دنيا تنفر داشت

و فقط يکنفر را دوست داشت

دلداده اش را

و با او چنين گفته بود

« اگر روزي قادر به ديدن باشم

حتي اگر فقط براي يک لحظه بتوانم دنيا را ببينم

عروس **** گاه تو خواهم شد »


 

***

و چنين شد که آمد آن روزي

که يک نفر پيدا شد

که حاضر شود چشمهاي خودش را به دختر نابينا بدهد

و دختر آسمان را ديد و زمين را

رودخانه ها و درختها را

آدميان و پرنده ها را

و نفرت از روانش رخت بر بست


***
دلداده به ديدنش آمد

و ياد آورد وعده ديرينش شد :

« بيا و با من عروسي کن

ببين که سالهاي سال منتظرت مانده ام »

***

دختر برخود بلرزيد

و به زمزمه با خود گفت :

« اين چه بخت شومي است که مرا رها نمي کند ؟ »

دلداده اش هم نابينا بود

و دختر قاطعانه جواب داد:

قادر به همسري با او نيست

***

دلداده رو به ديگر سو کرد

که دختر اشکهايش را نبيند

و در حالي که از او دور مي شد گفت

« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشي »

 

شنبه 4 خرداد1392| 12 PM |sh|

 

روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو         

         كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو         

         درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم         

         بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم         

          ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم        

         از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم        

          من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون        

         چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون        

          به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم        

         هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم        

          تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم        

         اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم        

          كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش         

         بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش        

          با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک         

         با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک         

         عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک        

         فقط مي خوان بهت بگن :.

.

.

.تولدت مبارک

دوشنبه 19 تیر1391| 7 PM |sh|

خدا عشق را به شما هدیه نداد تا آن را در قلب خویش نگه دارید؛ عشقی كه ابراز

نشود، عشق نیست.((ویلیام شكسپیر))  

عشق جستجو شده خوب است، ولی عشق داده شده بدون جستجو بهتر است.

((ویلیام شكسپیر))  

 اگر قرار است زندگی خود را برای چیزی خرج كنیم، بهتر است كه آن را خرج لطافت

یك لبخند و یا نوازشی عاشقانه كنیم.((ویلیام شكسپیر))  

 عشق، فریب زمان را نمی خورد، حتی اگر لبان و گونه ی سرخ او زیر تیغ داس قرار

گیرد. عشق با گذشت ساعتها و هفته های كوتاه تغییر نمی یابد، بلكه تا پایان

هستی ادامه خواهد داشت.((ویلیام شكسپیر))  

زمانی كه فكر می كنی توی آسمون یك ستاره هم نداری، یكی یه گوشه ی دنیا

هست كه برای دیدنت لحظه شماری می كنه!((ویلیام شكسپیر))  

اگر تمام شب برای دیدن خورشید گریه كنی لذت دیدن ستاره ها را از دست خواهی

داد!((ویلیام شكسپیر))  

عشق مثل آبه، می تونی تو دستات قایمش كنی، اما یه روز دستاتو باز می كنی می

بینی همش چكیده بی اینكه بفهمی دستت پر از خاطرست.((ویلیام شكسپیر))  

عشق، بیشتر گونه ای عذاب است، اما بی بهره بودن از آن مرگ است.((ویلیام

شكسپیر)) 

عشق و فروتنی، جامه ای برازنده ی مرشدی پرهیزگار باشد، نه سزاوار جاه طلبی

مغرور.((ویلیام شكسپیر))  

داشتن دانش بهتر از داشتن ثروت است، اما نداشتن ثروت بدتر از نداشتن دانش

است.((ویلیام شكسپیر))  

كسی را كه دوست داری رهایش كن؛ اگر سوی تو بازگشت از آن توست و اگر

بازنگشت، از ابتدا برای تو نبوده است.((ویلیام شكسپیر))  

آنان كه عشق خود را آشكار نكنند معشوق نخواهند بود.((ویلیام شكسپیر))  

عشق ما را می كشد تا دوباره حیاتمان بخشد.((ویلیام شكسپیر))  

عشق حقیقی هیچگاه یكنواخت و آرام پیش نمی رود.((ویلیام شكسپیر))  

عشق در حقیقت عذاب است، ولی محروم بودن از عشق، مرگ است.((ویلیام

شكسپیر)) 

تشویق ها، رویاها، آه ها، آرزوها و اشكها از همراهان جدایی ناپذیر عشق اند.

((ویلیام شكسپیر))  

بودن یا نبودن؛ مساله اینست.((ویلیام شكسپیر))

هنگامی كه فقر از در وارد شود، عشق از پنجره می گریزد.((ویلیام شكسپیر)) 

"آنها که می‌دانند چیزی نمی‌گویند؛ آنها که می‌گویند، چیزی نمی‌دانند.وقتی استاد وارد شد، از او پرسیدند که این جمله یعنی چه. استاد گفت، کدامیک

ازشما بوی گل رز را می‌شناسید؟

همه آنها می‌دانستند. سپس گفت، آنها را با کلمات بیان کنید. همه آنها ساکت

بودند."

-- آنتونی دو مِلو (Anthony de Mello)

 



سه شنبه 13 تیر1391| 2 PM |sh|

to fall in love 
عاشق شدن 

To laugh until it hurts your stomach 
آنقدر بخندي که دلت درد بگيره 

To find mails by the thousands when you return from a vacation. 
بعد از اينکه از مسافرت برگشتي ببيني هزار تا نامه داري 

To go for a vacation to some pretty place. 
براي مسافرت به يک جاي خوشگل بري 

To listen to your favorite song in the radio. 
به آهنگ مورد علاقت از راديو گوش بدي 

To go to bed and to listen while it rains outside. 
به رختخواب بري و به صداي بارش بارون گوش بدي 

To leave the Shower and find that the towel is warm 
از حموم که اومدي بيرون ببيني حو له ات گرمه ! 
To clear your last exam. 
آخرين امتحانت رو پاس کني 
To receive a call from someone, you don""t see a lot, but you want to. 
کسي که معمولا زياد نمي‌بينيش ولي دلت مي‌خواد ببينيش بهت تلفن کنه 

To find money in a pant that you haven""t used since last year. 
توي شلواري که تو سال گذشته ازش استفاده نمي‌کردي پول پيدا کني 
To laugh at yourself looking at mirror, making faces. 
براي خودت تو آينه شکلک در بياري و بهش بخندي !!! 

Calls at midnight that last for hours. 
تلفن نيمه شب داشته باشي که ساعتها هم طول بکشه 
To laugh without a reason. 
بدون دليل بخندي 

To accidentally hear somebody say something good about you. 
بطور تصادفي بشنوي که يک نفر داره از شما تعريف مي‌کنه 
To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours. 
از خواب پاشي و ببيني که چند ساعت ديگه هم مي‌توني بخوابي ! 
To hear a song that makes you remember a special person. 
آهنگي رو گوش کني که شخص خاصي رو به ياد شما مي‌ياره 
To be part of a team. 
عضو يک تيم باشي 
To watch the sunset from the hill top. 
از بالاي تپه به غروب خورشيد نگاه کني 
To make new friends. 
دوستاي جديد پيدا کني 
To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person. 
وقتي "اونو" ميبيني دلت هري بريزه پايين ! 
To pass time with your best friends. 
لحظات خوبي رو با دوستانت سپري کني 
To see people that you like, feeling happy 
کساني رو که دوستشون داري رو خوشحال ببيني 
See an old friend again and to feel that the things have not changed. 
يه دوست قديمي رو دوباره ببينيد و ببينيد که فرقي نکرده 

To take an evening walk along the beach. 
عصر که شد کنار ساحل قدم بزني 
To have somebody tell you that he/she loves you. 
يکي رو داشته باشي که بدونيد دوستت داره 
remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ...... 
يادت بياد که دوستاي احمقت چه کارهاي احمقانه اي کردند و بخندي و بخندي و ....... باز هم بخندي 

These are the best moments of life.... 
اينها بهترين لحظه‌هاي زندگي هستند 
Let us learn to cherish them. 
قدرشون روبدونيم 
"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed" 

زندگي يک هديه است که بايد ازش لذت برد نه مشکلي که بايد حلش کرد

  



برچسب‌ها: باغ
جمعه 15 اردیبهشت1391| 4 PM |sh|

$$$$$$_______________________________$$$$$
__$$$$$$$$*_____________________,,$$$$$$$$*
___$$$$$$$$$$,,_______________,,$$$$$$$$$$*
____$$$$$$$$$$$$___ ._____.___$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$,_'.____.'_,,$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$,, '.__,'_$$$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$$$.@:.$$$$$$$$$$$$$$$$
______***$$$$$$$$$$$@@$$$$$$$$$$$****
__________,,,__*$$$$$$@.$$$$$$,,,,,,
_____,,$$$$$$$$$$$$$* @ *$$$$$$$$$$$$,,,
____*$$$$$$$$$$$$$*_@@_*$$$$$$$$$$$$$
___,,*$$$$$$$$$$$$$__.@.__*$$$$$$$$$$$$$,,
_,,*__*$$$$$$$$$$$___*___*$$$$$$$$$$*__ *',,
_*____,,*$$$$$$$$$$_________$$$$$$$$$$*,,____*
______,;$*$,$$**'____________**'$$***,,
;'*___'_.*____,__________________*___ '*,,



چهارشنبه 28 دی1390| 9 PM |sh|

-میز رو میزاریم لب به لبِ سکو. معلم 


کیفش رو برت میکنه روی میز، شتلق..



2-یه بچه خر خونه میره درس جواب 


میده،همه با هم یه صدا ،چه خری زده...



3-فوت کردن کاغذ با لوله خودکارو که 


بلدی،حالا کاغذ رنگیش هم امتحان کن...



4-توی جواب درس تاریخ :خانم 


اجازه،بهمون یاد دادن توی کار بقیه فضولی 


نکیم...



5-با هم هماهنگ کنید سر درس ،پیس 


پیس از نوع پیس پیس شی...



نتیجه:انضباط زیر ده


1

جمعه 2 دی1390| 6 PM |sh|

[-Design-]